تفسیر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار و هویدا کردن سخن. ترجمه کردن. شرح کردن و بیان کردن سخنی از زبانی بزبانی دیگر و یا توضیح کردن سخنی غامض را بزبانی روشن و آشکار:
ز سینه تا به لب آیین نیشتر دارم
حدیث از جگر پاره میکنم تفسیر.خاقانی.کنم تفسیر سریانی ز انجیل
بخوانم از خط عبری معما.خاقانی.میکند باد صبا هر روز پیش از آفتاب
مصحف خلق ترا از بوی گل تفسیرها.صائب ( از آنندراج ).عقل نتواند ادا کردن ادای حسن را
عشق میخواهد که تفسیری کند این آیه را.واله هروی ( از آنندراج ).دارد گل ریاض حقیقت گلاب راز
مصحف به پیش دارم و تفسیر میکنم.اسیری ( از آنندراج ).
( مصدر ) ۱ - گزارش کردن بیان کردن شرح دادن. ۲ - تشریح معنی و لفظ آیات قر آن.
{interpret} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ترجمه و اجرا کردن خط به خط (یک خط در هر مرحله ) گزاره های زبان منبع
interpretare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو عالم را چنین تفسیر کردند ز دنیا و آخرت تعبیر کردند
💡 حکیمان می بسی تقریر کردند کتبها را پر از تفسیر کردند
💡 یکایک را همی تقریر کردن ز شرع و دید جان تفسیر کردن
💡 معنی پیچیده می پیچد زبان تقریر را آیه آن زلف را تفسیر کردن مشکل است
💡 ابن عباس، کلبی، و حسن همین تفسیر کردند، قالوا: هو اول بیت وضع للناس یحجون الیه و یعبد اللَّه فیه. برین قول «بیت» بمعنی مسجد است کقوله: «أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً» ای مساجد. و کقوله تعالی: فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یعنی المساجد.