تفریحگاه

مترادف‌ها

گردشگاه، پارک

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) محل تفریح، گردش گاه.

فرهنگستان زبان و ادب

{resort} [گردشگری و جهانگردی] مکانی تفریحی برای گذراندن تعطیلات و پر کردن ایام فراغت گردشگران

جمله سازی با تفریحگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ارتفاع تفریحگاه ۱۴۸۰ متر از سطح دریا است.

💡 در منطقهٔ کوه زیر شکارگاه‌ها و تفریحگاه‌های زیادی وجود دارد، همچنین غارها و اشکفت‌های فراوانی نیز وجود دارند که کوهنوردان در شب‌های زمستانی در آن‌ها پناه می‌گیرند.

💡 تفریحگاه اُرتوکَند در طول جغرافیایی ۵٩٫۵٨٣١ و عرض جغرافیایی ٣۶٫۴٨۴٩ و در ۴٠ کیلومتری جنوب کلات و ١١٠ کیلومتری شمال مشهد قرار دارد.

💡 شهرداری تصمیم گرفته است که یک تفریحگاه بزرگ و مدرن در حاشیه شهر احداث کند تا خانواده‌ها مکانی برای گذراندن اوقات فراغت داشته باشند.

💡 رفتن به تفریحگاه‌های آبی در روزهای گرم تابستان می‌تواند تجربه‌ای بسیار لذت‌بخش و آرامش‌بخش برای کودکان و بزرگسالان در کنار دوستانشان باشد.

💡 مدیریت تفریحگاه باید همواره استانداردهای ایمنی را رعایت کند تا از بروز هرگونه حادثه ناگوار برای بازدیدکنندگان در طول فعالیت‌های مختلف جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران