تفرع

لغت نامه دهخدا

تفرع. [ ت َ ف َرْ رُ ] ( ع مص ) بر زبر چیزی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بر زور چیزی شدن. ( زوزنی ). بر بر چیزی شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بر سر چیزی شدن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || شاخ بسیاری زدن. ( تاج المصادر بیهقی ). شاخ زدن. ( زوزنی ). شاخ برزدن. || بسیارشاخ شدن درخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بسیار گردیدن شاخه ها. ( از اقرب الموارد ). || مهترین قومی را به زنی گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). سیده قومی را بزنی خواستن. || برآمدن بر قوم و درآمدن در آنها. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). به شتم برآمدن بر قوم. || برتر شدن بر قوم.( از اقرب الموارد ). || بیرون آمدن از چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دور شدن مسائل از اصل موضوع و خارج شدن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ فَ رُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) شاخه شاخه شدن.

فرهنگ فارسی

شاخه شاخه شدن، شعبه شعبه شدن، بسیارشدن شاخه ها
۱ -( مصدر ) شاخه شاخه شدن شعبه شعبه گردیدن. ۲ - ( اسم ) انشعاب. جمع: تفرعات.

ویکی واژه

شاخه شاخه شدن.

جمله سازی با تفرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این باد سحر محرم رازست مخسب هنگام تفرع و نیاز است مخسب

💡 برآمد از تواضع، موسی خور را سر از ساحل؛ فرو رفت از تفرعن قبطیان را سر به نیلی یم

💡 دبیران چون غزالان با تبختر وزیران چون پلنگان با تفرعن

💡 چون بر زمین خرامی‌، ای مرد خودستای از کبر و از تفرعن‌، فرعون اعظمی

💡 برخیز و بده باده بنه ناز و تفرعن بنشین و بده بوسه بهل ناز و تدلل

💡 در مباحث منطقی و فلسفی، تفرع به معنای شاخه شاخه شدن یک مفهوم کلی به مفاهیم جزئی‌تر و تخصصی‌تر برای درک عمیق‌تر موضوع است.

💡 ساختار مدیریتی سازمان‌های بزرگ معمولاً دچار تفرع زیادی می‌شود که باعث می‌شود هر بخش وظایف بسیار خاص و مجزایی را بر عهده بگیرد.

💡 با تفرع دانش‌های مختلف در دوران رنسانس، رشته‌های جدیدی از علوم پایه و انسانی به تدریج پدید آمدند و دنیای دانش را گسترش دادند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران