تعسر

تعسّر در زبان فارسی و عربی به معنای دشوار شدن، سخت گردیدن یا پیچیده شدن امری است. این واژه ریشه‌ای عربی دارد و از مصدر «عَسُرَ» گرفته شده است که مفهوم اصلی آن دشواری و سختی است. در متون کهن فارسی و عربی، این واژه برای وصف حالتی به کار می‌رفته است که انجام یا درک کاری بر فردی دشوار و سنگین می‌شود، یا امری از مسیر طبیعی و آسان خود خارج می‌گردد.

در متون لغوی همچون تاج المصادر بیهقی و منتهی‌الارب، «تعسّر» به معنای دشوار و مشکل شدن کار یا امری برای شخصی آمده است؛ چنان‌که گفته‌اند: «تعسّر کار بر او» یعنی کار بر او سخت و بسته شد. همچنین در برخی منابع، این واژه به معنای تأخیر و توقف در روند کاری نیز به کار رفته است؛ به این معنا که موضوعی به جای آن‌که به‌سادگی پیش رود، با پیچیدگی و موانع گوناگون روبه‌رو می‌شود و انجام آن ملتوی یا معلق می‌ماند.

افزون بر این، «تعسّر» در حیطهٔ سخن و معنا نیز کاربرد دارد؛ بدین معنا که گاه گفته می‌شود «تعسّر سخن بر کسی»، یعنی معنا یا مقصود در گفتار بر گوینده یا شنونده مشتبه و نامفهوم می‌شود. در این کاربرد، واژه شکل استعاری پیدا می‌کند و بر آشفتگی و دشواری در فهم یا بیان دلالت دارد. بنابراین «تعسّر» چه در زمینهٔ عمل و رفتار و چه در عرصهٔ گفتار و معنا، بر نوعی دشواری، پیچیدگی و از میان رفتن سلاست و روانی دلالت می‌کند.

لغت نامه دهخدا

تعسر. [ ت َ ع َس ْ س ُ ] ( ع مص ) دشخوار شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). دشوار شدن. ( دهار ). دشوار و سخت گردیدن کار بر کسی و ملتوی گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ملتبس و مشتبه گردیدن سخن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ عَ سُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) دشوار شدن، سخت شدن.

فرهنگ عمید

۱. دشوار شدن، سخت شدن.
۲. دشواری و سختی.

فرهنگ فارسی

دشوارشدن، سخت شدن، دشواری وسختی
۱ -( مصدر ) دشوار شدن سخت شدن دشوار یاب شدن. ۲ - ( اسم ) دشواری سختی.

ویکی واژه

دشوار شدن، سخت شدن.

دمق یعنی چه؟
دمق یعنی چه؟
متهم یعنی چه؟
متهم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز