«تعامی» واژهای عربی و مصدر است که در زبان فارسی به معنای «خویشتن را به کوری زدن» یا «خود را کور وانمود کردن» به کار میرود و بیشتر جنبه رفتاری و ذهنی دارد تا جسمی. منظور از تعامی این نیست که فرد واقعاً نابینا شود، بلکه آگاهانه و عامدانه حقیقت، واقعیت یا نشانههای روشن را نادیده بگیرد و وانمود کند که آنها را نمیبیند. این واژه معمولاً برای توصیف رفتاری استفاده میشود که شخص با وجود آگاهی، از پذیرش حقیقت سر باز میزند و از روی مصلحت، ترس یا منفعتطلبی، خود را ناآگاه نشان میدهد. از نظر زبانی، «تعامی» از ریشه «عَمی» به معنای کوری گرفته شده و با ساخت مصدر، مفهوم «کوری عمدی و انتخابی» را القا میکند. این واژه در معنای مجازی کاربرد گستردهتری دارد و برای بیان بیاعتنایی عمدی به خطاها، ظلم، اشتباهات یا نشانههای آشکار به کار میرود.
تعامی
لغت نامه دهخدا
تعامی. [ ت َ ] ( ع مص ) خویشتن را کور ساختن. ( زوزنی ). کوری نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). خود را کور نمودن. ( آنندراج ). کوری را بخود بستن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ مِ ) [ ع. ] (مص ل. ) خود را به کوری زدن.
فرهنگ عمید
۱. خود را کور وانمود کردن.
۲. با هم ستیزه کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خود را بکوری زدن کوری نمودن.
ویکی واژه
خود را به کوری زدن.
جمله سازی با تعامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس قلمدان زرین را برد و درج گوهرین شه تعامی کرد تا یابد خبر زین مبتدا