لغت نامه دهخدا
تعاتب. [ ت َ ت ُ ] ( ع مص ) با یکدیگر عتاب کردن. ( زوزنی ). با یکدیگر خشم گرفتن و همدیگر خشمگینی نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
تعاتب. [ ت َ ت ُ ] ( ع مص ) با یکدیگر عتاب کردن. ( زوزنی ). با یکدیگر خشم گرفتن و همدیگر خشمگینی نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
(تَ تُ ) [ ع. ] (مص ل. ) از یکدیگر گله کردن، به هم پرخاش کردن.
از یکدیگر گله کردن، به هم پرخاش کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا مالک الی متی تعاتب العصاة ادخلهم النار.