تشاور

لغت نامه دهخدا

تشاور. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) مشورت کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). کنکاش کردن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تداول رأی و مشورت. ( از متن اللغة ). با یکدیگر مشاورت کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ):... فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تَشاوُر فلا جناح علیهما... ( قرآن 233/2 ).

فرهنگ معین

(تَ وُ ) [ ع. ] (مص ل. ) با هم مشورت کردن.

فرهنگ عمید

با هم مشورت کردن، با هم کنکاش کردن.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) با هم مشورت کردن رای زدن. ۲- ( اسم ) رای زنی شور.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تَشَاوُرٍ: مشورت
ریشه کلمه:
شور (۴ بار)

ویکی واژه

با هم مشورت کردن.

جمله سازی با تشاور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ الَّذِینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ اجابوه الی ما دعاهم الیه من طاعته، وَ أَقامُوا الصَّلاةَ یعنی الصلوات الخمس فی مواقیتها بشرائطها وَ أَمْرُهُمْ شُوری‌ بَیْنَهُمْ ای: اذا حزنهم امر استشاروا ذوی الرأی، منهم. اصله من الشور و هو الإخراج. سمی به لان کل واحد من المتشاورین فی الامر کذلک یستخرج من صاحبه ما عنده، وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ.

💡 قوله: فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ مشاورت و تشاور، و شوری آنست که هر کس رای و دانش دیگر کس جوید، و استصواب وی از دل وی بیرون آرد. از «شور» گرفته‌اند و آن استخراج است. و رب العالمین مؤمنان را در مشاورت بستود آنجا که گفت: وَ أَمْرُهُمْ شُوری‌ بَیْنَهُمْ. و قال النبی (ص): «اذا کان امراءکم خیارکم، و اغنیاءکم سمحائکم، و امرکم شوری بینکم، فظهر الارض خیر من بطنها. و اذا کان امرائکم شرارکم و اغنیاءکم بخلاءکم و لم یکن امرکم شوری بینکم، فبطن الارض خیر من ظهرها».

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز