ترعیب

لغت نامه دهخدا

ترعیب. [ ت َ ] ( ع مص ) ترسانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ): رعبته ترعیباً فرعب رعباً. یعنی ترسانیدم او را پس ترسید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بریدن کوهان و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || راست و نیکو کردن جای پیکان نشاندن تیر را. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || بانگ بلند کردن کبوتر. ( از اقرب الموارد ): عندی حمام له تطریب و الترعیب؛ ای هدیر شدید. ( اقرب الموارد ). || پر کردن ظرف. ( از المنجد ).
ترعیب. [ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ترعیبة. ( تاج العروس ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترعیبة شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ترساندن.

فرهنگ عمید

ترسانیدن.

فرهنگ فارسی

ترسانیدن
جمع ترعیبه.

ویکی واژه

ترساندن.

جمله سازی با ترعیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنانکه ترا به خویش ترغیب کنند ترغیب اثر چو کرد ترعیب کنند

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز