تخمیس. [ ت َ ] ( ع مص ) پنج گوشه گردانیدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). پنج رکن گردانیدن. || در نزد شاعران، افزودن سه مصراع است به یک بیت، که جمعاً پنج مصراع باشد. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). شعر مخمس گفتن. رجوع به مخمس شود.
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - پنج قسمت کردن، پنج تایی کردن. ۲ - شعر مخمس سرودن.
۱. (ادبی ) شعر مخمس سرودن.
۲. [قدیمی] پنج گوشه کردن.
۳. [قدیمی] پنج تایی کردن.
۴. [قدیمی] پنج قسمت کردن.
پنج قسمت کردن، پنج گوشه کردن، پنج تایی کردن
( مصدر ) ۱- پنج قسمت کردن. ۲- پنج گوشه ساختن پنج زاویه یی کردن. ۳- پنج تایی ۴- مخمس ساختن.کردن.جمع: تخمیسات.
[ویکی فقه] تخمیس به معنای خارج کردن خمس مال است.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام،ج ۲، ص۴۰۰.
...
پنج قسمت کردن، پنج تایی کردن.
شعر مخمس سرودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز جور کار طبع به کین مایل تو نیست تخمیست دوستی که در آب و گل تو نیست
💡 بیرحمی و یک ذره وفا در دل تو نیست تخمیست مروت که در آب و گل تو نیست
💡 آن یک، اشعار من نماید تخمیس وین یک، گفتار من نماید تفسیر
💡 این داستان شنید ظریفی به طنز گفت تخمیست زشت مانده بجای از کلاغ زشت
💡 وین در زمین عافیت اعقاب خویش را تخمیست کز برای شرف میپراکنم