تحیُّز در زبان عربی، مصدری ثلاثی مزید است که بر معانی متعددی دلالت دارد. در کاربرد نخست، این واژه به معنای «بر خویشتن پیچیدن» یا «جمع شدن به دور خود» است؛ چنانکه در توصیف حرکت مار بهکار میرود. همچنین در برخی متون کهن، به معنای فراهم آمدن و اجتماع یافتن آمده است.
در مفهوم دوم، تحیُّز بیانگر «رسیدن به مکان» یا «حصول در مکان» است و اشاره به قرارگیری و استقرار در مکانی معین دارد. این معنا با اصطلاحاتی چون «جا گرفتن» یا «حصول در حیز» نیز قابل تفسیر است و بر موقعیتیابی و استقرار در فضایی مشخص دلالت میکند.
در گسترهای فراتر، تحیُّز در متون تاریخی و سیاسی به معنای «تسلط یافتن بر سرزمینی و ضبط کردن آن» بهکار رفته است. این مفهوم، بیانگر سیطرهیافتن و چیرگی بر یک منطقه یا قلمرو است و در متون مربوط به فتوحات و جغرافیای تاریخی کاربرد دارد. بنابراین، این واژه از دامنهای معنایی از حرکت فیزیکی تا استیلا و کنترل سرزمینی را در بر میگیرد.
تحیز. [ ت َ ح َی ْ ی ُ ]( ع مص ) بر خویشتن پیچیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). فراهم آمدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). تحیز حیه؛ بر خویشتن پیچیدن مار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || تحیز مرد؛ رسیدن در مکان. ( از اقرب الموارد ) ( ازقطر المحیط ). || حیز و جا گرفتن. ( فرهنگ نظام ). || مستولی شدن بر بلدی و ضبط کردن آن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || حصول در مکان. حصول در حیز. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
(تَ حَ یُّ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) جای گرفتن، جاگزین شدن. ۲ - به کرانه شدن، به گوشه رفتن. ۳ - فراهم آمدن. ۴ - (اِمص. ) جایگزینی، ج. تحیزات.
جا گرفتن، جاگزین شدن، محصور شدن در جایی.
۱ -( مصدر ) جای گرفتن جا گزین شدن جا دار شدن.۲- بکرانه شدن بگوشه رفتن. ۳- فراهم آمدن. ۴- ( اسم ) جایگزینی. جمع: تحیزات.
[ویکی فقه] تحیز به معنی میل و حرکت به سمت و مکانی دیگر در جنگ میباشد که در قرآن و فقه از آن بحث شده است.
تحیزبه معنی میل و حرکت کردن به سمت و مکانی است.
تحیز در قرآن
خداوند در قرآن کریم، مؤمنان را از فرار از جنگ بر حذر داشته و تنها دو صنف را استثنا کرده است: یکی متحرف و دیگری متحیز. منظور از متحیز کسی است که به منظور پیوستن به گروهی دیگر از جنگجویان- که در جبههای دیگر به نبرد مشغولاند- و تقویت آنان، جابهجا شده و سنگر خویش را ترک میکند. از این عنوان در باب جهاد سخن رفته است.
به نص قرآن کریم، روی بر تافتن از جبهه نبرد به منظور پیوستن به دیگر همرزمان خود در نقطهای دیگر از جبهه، جایز است و فرار به شمار نمیرود
جای گرفتن، جاگزین شدن.
به کرانه شدن، به گوشه رفتن.
فراهم آمدن.
جایگزینی؛
تحیزات.