تایق

لغت نامه دهخدا

تایق. [ ی ِ ] ( ع ص ) شایق و آرزومند. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). نعت است از توق. ( منتهی الارب ):
آب را بستود و او تایق نبود
رخ درید و جامه، او عاشق نبود.مولوی.رجوع به تائق شود.

فرهنگ معین

(یِ ) [ ع. تائق ] (اِفا. ) آرزومند، شایق.

ویکی واژه

آرزومند، شای

جمله سازی با تایق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ کمال‌الدین عبدالرحمان عتایقی حلی نجفی که خود آتش‌سوزی آستانهٔ علوی را نگریسته‌بود، بی این که به حجم و مقدار آسیب آتش اشاره نماید، در آخر کتابش خود می‌نویسد: «تألیف این کتاب در محرم سنهٔ ۷۵۵ (قمری)، سال آتش‌سوزی در آستانهٔ علوی، پایان گرفت.» سپس افزود که عمارت آستانه در سنهٔ ۷۶۰ (قمری) تجدید بنا شد.

💡 آب را بستود و او تایق نبود رخ درید و جامه او عاشق نبود

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز