تازه نفس

«تازه‌نفس» ترکیبی است در زبان فارسی که به صورت صفت به کار می‌رود و معنای اصلی آن فرد یا گروهی است که از استراحت یا نیروی تازه‌ای برخوردار شده و آماده انجام کار یا فعالیتی است. این واژه معمولاً برای توصیف افرادی به کار می‌رود که خسته نیستند و نیروی بدنی یا ذهنی کافی برای انجام امور دارند. در متون نظامی و تاریخی، «تازه‌نفس» به سربازان یا نیروهایی اشاره می‌کند که به تازگی وارد میدان نبرد شده‌اند و در مقایسه با نیروهای خسته، توان و انرژی بیشتری برای ادامه جنگ دارند. همچنین در معنای گسترده‌تر، این کلمه می‌تواند به افرادی اشاره کند که با انگیزه و انرژی تازه برای انجام وظایف یا فعالیت‌های روزمره آماده‌اند. ترکیب «تازه‌نفس» نشان‌دهنده اهمیت نیروی جدید و آماده‌باش در کارها و فعالیت‌ها است و در گفتار روزمره نیز برای توصیف افراد پرانرژی یا سرحال مورد استفاده قرار می‌گیرد.

لغت نامه دهخدا

تازه نفس. [ زَ / زِ ن َ ف َ ]( ص مرکب ) تازه دم. کسی که تازه وارد کاری شده و هنوزخسته نشده است. ( فرهنگ نظام ): لشکری بزرگ و تازه نفس بمیدان فرستادند. اسبانی تازه نفس. قشونی تازه نفس.

فرهنگ معین

( ~. نَ فَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) کسی که تازه به کاری پرداخته و هنوز خسته نشده است.

فرهنگ عمید

کسی که تازه به کاری مشغول شده و هنوز خسته نشده است، تازه دم.

فرهنگ فارسی

( صفت )کسی که تازه وارد کاری شده و هنوز خسته نشده استتازه دم:(( لشکری که تازه نفس بمیدان فرستادند. ) )

ویکی واژه

کسی که تازه به کاری پرداخته و هنوز خسته نشده‌

جمله سازی با تازه نفس

💡 دارد ز طراوت سخنم تازه نفس ها چون گل که کند عطرفشان باد وزان را

💡 ای بلبل شوریده بکن تازه نفس را شکرانه که بشکسته ی امروز قفس را

💡 من هم از آن سویِ تو بشتافتم کاشهبِ تو تازه نفس یافتم