تابش باقیمانده
فرهنگستان زبان و ادب
{residual radiation, restrahlen} [فیزیک] 1. پرتوزایی برجای مانده پس از انفجار هسته ای که معمولاً ناشی از مواد شکافت پذیر باقی مانده یا محصولات فرعی است 2. تابش فروسرخ تقریباً تکفام که پس از بازتاب های متوالی نور یا تابش های دیگر در اجسامی مثل کوارتز بر جای می ماند
ویکی واژه
۱. پرتوزایی برجایمانده پس از انفجار هستهای که معمولاً ناشی از مواد شکافتپذیر باقیمانده یا محصولات فرعی است ۲. تابش فروسرخ تقریباً تکفام که پس از بازتابهای متوالی نور یا تابشهای دیگر در اجسامی مثل کوارتز بر جای میماند.
جمله سازی با تابش باقیمانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این خوشه همچنین یک هالهٔ رادیویی را به همراه چندین خوشه آبل دیگر نشان میدهد. هالهٔ موصوف، یک هالهٔ مرکزی قوی به همراه یک دم دراز است که میتواند تابش باقیمانده یا همچنین، امتداد هاله مرکزی باشد. رناتو دوپکه اخترشناس و یکی از اعضا گروهی که موفق به کشف خوشه شدند در مصاحبهای برای اشاره به منشأ نام مستعار این خوشه گفت؛ ما نام پاندورا را برای آن برگزیدیم چرا که (بهویژه در این مورد خاص) بسیاری از پدیدههای مختلف و عجیب در اثر برخورد پدید آمدند.
💡 کارشناسان برجسته هستهای پس از وقوع انفجار، میزان تابش باقیمانده در محیط را برای اطمینان از ایمنی کامل ساکنان منطقه به دقت و با دستگاههای مخصوص اندازهگیری کردند.
💡 برای جلوگیری از بروز بیماریهای خطرناک، باید از تجهیزات حفاظتی بسیار پیشرفته در مناطقی که دارای تابش باقیمانده هستند، به طور کامل استفاده کرد.
💡 بررسی دقیق میزان تابش باقیمانده در خاک، برای تصمیمگیری نهایی در مورد امکان کشاورزی مجدد و سکونت در آن منطقه بسیار حیاتی و ضروری است.