بیمار بستری
مترادفها
بیمار تحت درمان
متضادها
بیمار سرپایی
فرهنگستان زبان و ادب
{inpatient} [مدیریت سلامت] بیماری که در بیمارستان یا هریک از مراکز ارائۀ خدمات حداقل به مدت یک شب برای دریافت خدمات پرستاری و تشخیصی و درمانی یا سایر خدمات پذیرش شود
ویکی واژه
بیماری که در بیمارستان یا هریک از مراکز ارائۀ خدمات حداقل به مدت یک شب برای دریافت خدمات پرستاری و تشخیصی و درمانی یا سایر خدمات پذیرش شود.
جمله سازی با بیمار بستری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه حکمت است که هر کس بدید چشم تورا ز دردعشق تو بیمار بستری گردید