بیصاحب

بیصاحب

بیصاحب صفتی است که به چیزی یا کسی گفته می‌شود که صاحب یا نگهدارنده‌ای ندارد. این واژه می‌تواند درباره افراد، حیوانات، اشیاء یا مکان‌ها به کار رود و نشان‌دهنده ترک‌شدگی یا نبود سرپرست است. معنای اصلی آن اشاره به فقدان مراقبت، مالکیت یا مسئولیت دارد.

در متون ادبی و روزمره، بیصاحب معمولاً برای توصیف اشیاء رها شده، حیوانات ولگرد یا مکان‌های بدون نگهبان به کار می‌رود. این واژه بار عاطفی دارد و احساس تنهایی، بی‌پناهی یا بی‌توجهی را منتقل می‌کند. نویسندگان برای تأکید بر ضعف یا آسیب‌پذیری چیزی از این صفت استفاده می‌کنند.

به طور کلی، بیصاحب نشان‌دهنده عدم مالکیت یا نظارت است و بار معنایی آن می‌تواند منفی یا خنثی باشد، بسته به زمینه کاربرد. این واژه کمک می‌کند تا وضعیت ترک‌شدگی یا فقدان مراقبت را در افراد، اشیاء یا محیط‌ها به‌طور دقیق و کوتاه بیان کنیم.

مترادف‌ها

بی‌کس، بی‌یاور، تنها

متضادها

صاحب‌دار

لغت نامه دهخدا

بی صاحب. [ ح ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + صاحب ) بی خداوند. که مالک ندارد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به صاحب شود. || نوعی نفرین، مخفف بی صاحب مانده. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

۱ - آنکه صاحب ندارد آنکه مالک ندارد ۲ - بی یار و یاور.

جمله سازی با بیصاحب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مملکت بیصاحب است ای پادشاه الله الله پای دولت نه براه

💡 در میان خیابان‌های خلوت شهر، یک گربه بیصاحب و تنها در حال جستجوی تکه‌ای غذا برای رفع گرسنگی خود بود.

💡 آن وسیله قدیمی و بیصاحب که در گوشه انبار افتاده بود، گویی سال‌ها بود که هیچ توجهی به آن نمی‌شد.

💡 خودروی بیصاحب و رها شده در جاده، باعث ایجاد ترافیک و نگرانی برای رانندگان سایر خودروها در آن مسیر پرخطر شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران