بیحرکت

مترادف‌ها

ساکن، ایستا، بی‌جنب و جوش

متضادها

متحرک، پویا، جنبنده

فرهنگستان زبان و ادب

{akinetic} [علوم پایۀ پزشکی] فاقد حرکت؛ مربوط به بی حرکتی

جمله سازی با بیحرکت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 علت انکیلوز واقعاً می‌تواند جوش خوردن استخوان‌های دو طرف مفصل به هم باشد یا ممکن است به علت سفت و غیرقابل انعطاف شدن رباط ها و کپسول مفصل، این جمود و بیحرکتی در مفصل ایجاد شده و موجب انکیلوز گردد.

💡 گل زدل شاخ جهان نرم نرم بیحرکت جنبش تقدیر بین

💡 خودروی آسیب‌دیده در میان جاده تاریک و بی‌آب و علف، به صورت کاملاً بیحرکت رها شده بود و هیچ نشانه‌ای از حرکت در آن دیده نمی‌شد.

💡 مجسمه سنگی با شکوه بسیار در مرکز میدان شهر قرار گرفته است و در تمام روزهای سال، به صورت بیحرکت به تماشاگران خیره می‌ماند.

💡 او در حالی که از شدت شوک و تعجب خشک شده بود، ساعت‌ها به صورت بیحرکت به افق دوردست خیره ماند و هیچ واکنشی از خود نشان نداد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران