بودار

لغت نامه دهخدا

بودار. ( نف مرکب ) بوی دار. دارنده بو. آنچه دارای رایحه باشد. چیزی که دارای بو و رایحه باشد. || سخن کنایه آمیز که دارای معنی غیر معنی ظاهر باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). || سرخ کرده. طعامی که آنرا سرخ کرده یا پیاز وامثال آن در آن کرده باشند. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

(اِفا. ) سخنی که در آن کنایه و منظوری غیر از ظاهر سخن، نهفته باشد.

فرهنگ عمید

چیزی که دارای بو باشد، دارندۀ بو.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - دارند. بو آنچه که دارای رایحه باشد. ۲ - سخن کنایه آمیز که دارای معنیی غیر معنی ظاهر باشد.

جمله سازی با بودار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسی از اوطلب ننمود چیزی را که گویدنه نمی بودار تشهد بر زبان جاری نکردی لا

💡 نبودار زیور رخسار یوسف خاک پای تو زلیخا را چنین میکردکی آشفته وشیدا

💡 شش سازمان و مرکز بودایی در آلاباما فعالیت می‌کند. بیشتر معابد بودا در جنوب شهرستان موبیل نزدیک بایو لا باتر متمرکز شده‌است. در طول دهدی ۷۰ میلادی و پس از آن این منطقه شاهد موج اسکان پناهجویانی از کامبوج، لائوس و ویتنام بود. چهار معبد بودایی شامل "چووا چان گیاک"، وات بوداراکسا"، "وات لائو فوتهاویهان" در شعاع ۱۰ مایلی بایو لا باتر قرار دارند.

💡 دوست را از لطف و دشمن را بودار قهر تو خنده عشرت چو برق و گریه غم چون سحاب

💡 به وصف زلفت ار گشتم پریشان گوعجب نبود که چشم مستت از دستم ربودار بود فرهنگی

💡 ترکیبات اصلی این غذا شامل ماست یا دوغ ترش یا شیرین، خیار ریز شده، سبزیجات تازه و بودار، یخ و نان است و از گردو، خامه، ترخون، ریحان، نعناع، کشمش، پیاز، سیر، موسیر به عنوان اجزای فرعی استفاده می‌شود.

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز