بههمآوردن
مترادفها
فراهم کردن، تهیه کردن، آماده کردن
متضادها
جدا کردن، پراکنده کردن
ویکی واژه
جمع کردن دو طرف یا لبههای چیزی و قرار دادن آنها بر روی یکدیگر.
(گفتگو): صورت نهایی بخشیدن به چیزی معمولا بدون دقت لازم.
جمله سازی با بههمآوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هوس هر سو بساط ناز دیگر پهن میچیند ندید این بیخبر مژگان بههمآوردن ما را