فرهنگستان زبان و ادب
{cold stop} [نجوم رصدی و آشکارسازها] ابزاری که در ورودی آشکارسازهای فروسرخ قرار می دهند و با سرمایش آن از ورود پرتوهای فروسرخ مزاحم به آشکارساز جلوگیری می کنند
{cold stop} [نجوم رصدی و آشکارسازها] ابزاری که در ورودی آشکارسازهای فروسرخ قرار می دهند و با سرمایش آن از ورود پرتوهای فروسرخ مزاحم به آشکارساز جلوگیری می کنند
ابزاری که در ورودی آشکارسازهای فروسرخ قرار میدهند و با سرمایش آن از ورود پرتوهای فروسرخ مزاحم به آشکارساز جلوگیری میکنند.
💡 زمین، یخ بند سردیهای مهر چرخ و من کودک به هر جا می نهم پا، غیر لغزیدن نمی دانم
💡 خود اندر بند سرداد آن نکو نام چو اندر طرهٔ سیتا دل رام
💡 ز لطف شاملش یابند سرداران گردنکش ز تخت و بخت و باغ و بوستان تا اشتر و حجره