بطیء

مترادف‌ها

کند، آهسته

متضادها

سریع، تند، عجول

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع. ] (ص. ) کند، آهسته.

ویکی واژه

کند، آهسته.

جمله سازی با بطیء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و اقسام محبت در نوع انسان دو گونه بود: یکی طبیعی و دیگر ارادی. اما محبت طبیعی مانند محبت مادر فرزند را، که اگر نه این نوع محبت در طبیعت مادر مفطور بودی فرزند را تربیت ندادی و بقای نوع صورت نبستی. و اما محبت ارادی چهار نوع بود: یکی آنکه سریع العقد و الانحلال بود، و دوم آنچه بطیء العقد و الانحلال بود، و سیم آنچه بطیء العقد سریع الانحلال بود، و چهارم آنچه سریع العقد بطیء الانحلال بود.

💡 و حکیم ارسطاطالیس در کتاب اخلاق و در کتاب مقولات گفته است: اشرار به تأدیب و تعلیم اخیار شوند. و هر چند این حکم علی الاطلاق نبود اما تکرار مواعظ و نصایح و تواتر تأدیب و تهذیب و مؤاخذت به سیاسات پسندیده هراینه اثری بکند. پس طایفه ای باشند که هر چه زودتر قبول آداب کنند و اثر فضیلت بی مهلت و درنگی در ایشان ظاهر شود، و طایفه دیگر باشند که حرکت ایشان به سوی التزام فضایل و تأدیب و استقامت بطیءتر بود.

💡 دو طلایه است حزم و عزم ترا سیرشان جاودان بطیء و سریع

💡 روند پیشرفت پروژه به دلیل کمبود منابع مالی و نیروی انسانی، بسیار بطیء بوده و باعث نگرانی‌های جدی در میان مدیران شده است.

💡 حرکت سیارات در مدار خود با سرعتی بطیء صورت می‌گیرد که نیازمند محاسبات ریاضی بسیار دقیق و ساعت‌های بسیار پیشرفته است.

💡 برخلاف انتظار همه، تغییرات اقلیمی در این منطقه به شکلی بسیار بطیء رخ داده و به تدریج باعث تغییر در پوشش گیاهی شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران