بطورکلی
مترادفها
عموماً، به طور کلی، اساساً
متضادها
به طور جزئی، مشخصاً
فرهنگ فارسی
از هر لحاظ من حیث المجموع.
جمله سازی با بطورکلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ژاپن بین قرن هفدهم تا نوزدهم در دوره ادو لفظ «کو مو» (紅毛) بیشتر برای اشاره به مردم انگلستان و هلند و بطورکلی مردمان کشورهای اروپای شمالی که رنگ موی روشن داشتند بکار برده میشد. این واژه در مقابل واژه «نانبان» قرار داشت که برای اشاره به مردمان جنوب اروپا مانند اسپانیا و پرتغال که رنگ مویی تیرهتر داشتند، بکار میرفت.
💡 بطورکلی، من معتقدم که برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ در زندگی، باید تلاشی مستمر و برنامهریزی بسیار دقیق داشته باشیم تا اهدافمان را محقق کنیم.
💡 بطورکلی، تصمیماتی که تیم مدیریت در هفته گذشته اتخاذ کرد، میتواند تاثیرات بسیار مثبتی بر روند پیشرفت پروژه و رضایت مشتریان داشته باشد.
💡 بطورکلی، وضعیت اقتصادی در سالهای اخیر با چالشهای زیادی همراه بوده است که نیاز به راهکارهای علمی و مدیریت بسیار هوشمندانه دارد.