بضاعت مزجات
فرهنگ معین
( ~ مُ ) [ ع. ] (اِمر. ) سرمایة کم.
ویکی واژه
سرمایة کم.
جمله سازی با بضاعت مزجات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه قدرتی، که فرستم بضاعت مزجات نه قوتی که کنم رخش سیر جولانی
💡 اگر خواهی پیرایه بکارت ازاین مخدرات بستانم و برهنه شان با شما خوابانم، پیر سور آن صور بر خواند و این غرر در ر برفشاند هر یک در مقام تحیر بماند و در ترفع آن درجات هر یک از بضاعت مزجات خود خجل شد و از دهشت آن حالت و شدت آن مقالت وجل گشت.
💡 این است کلافۀ مفتقرت این است بضاعت مزجاتم