برگیرش
مترادفها
دریافت، پذیرش
متضادها
رها کردن، واگذاری
فرهنگستان زبان و ادب
{immission} [مهندسی محیط زیست و انرژی] انتقال آلاینده ها از هوا به یک پذیرنده مانند ریه ها
ویکی واژه
انتقال آلایندهها از هوا به یک پذیرنده مانند ریهها.
جمله سازی با برگیرش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 براه آرزو اهلی فتاده ذره خاک است بیا ای آفتاب عاشقان از خاک برگیرش
💡 به فضلت که برگیرش از پیش من به خشنودی این دل ریش من
💡 تو شاهی بنده را بنواز ای شاه تو برگیرش کنون ازخاک این راه
💡 کای خداوند تو برگیرش اگر خود بمثل « در میان من و معشوق همام است حجاب »
💡 فرآیند برگیرش نیروهای متخصص و با تجربه در این سازمان بزرگ، مستلزم طی کردن مراحل آزمونهای کتبی و مصاحبههای بسیار سخت و رقابتی است.
💡 مدیریت باید استراتژیهای جدیدی را برای برگیرش دانش و مهارتهای لازم از محیط پیرامون شرکت و جهت پیشرفت تکنولوژیک خود تدوین کند.
💡 تصمیم نهایی در مورد برگیرش این پروژه بزرگ، بر عهده هیئت مدیرهای است که باید تمامی جوانب اقتصادی و فنی را بررسی کنند.