برگردانیده

لغت نامه دهخدا

برگردانیده. [ ب َ گ َ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) برگشت داده. ردکرده. پس آورده. ( فرهنگ فارسی معین ). متکرَّر. ( از منتهی الارب ): مَسحور؛ برگردانیده شده از حق. عَکم؛ برگردانیده شدن از زیارت کسی. ( از منتهی الارب ). || واپس برده. بازپس برده. || پشت و رو کرده. واژگون شده. ( فرهنگ فارسی معین ). مقلوب. منقلب. و رجوع به برگردانیدن شود.

فرهنگ معین

(بَ گَ دِ ) (ص مف. ) ۱ - برگشت داده، رد کرده. ۲ - واپس برده. ۳ - پشت و رو کرده، واژگون شده. ۴ - ترجمه شده.

فرهنگ عمید

۱. واژگون شده.
۲. برگشت داده شده.
۳. واپس داده شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- برگشت داده رد کرده پس آورده. ۲- وا پس برده باز پس برده. ۳- پشت و رو کرده واژگون شده.

ویکی واژه

برگشت داده، رد کرده.
واپس برده.
پشت و رو کرده، واژگون شده.
ترجمه شده.

جمله سازی با برگردانیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یُؤْفَکُ عَنْهُ، می‌برگردانند از ایمان و تصدیق، مَنْ أُفِکَ (۹) آن کس را که برگردانیده‌اند او را.

💡 وَ أَوْحَیْنا إِلی‌ مُوسی‌ القینا فی قلبه، و قیل جاءه جبرئیل. جبرئیل گفت: ای موسی عصا بیوکن. أَنْ أَلْقِ عَصاکَ فَإِذا هِیَ تَلْقَفُ اصله تتلقف ای تبتلع، و قراءت حفص بسکون لام است، فَإِذا هِیَ تَلْقَفُ ای: تبلغ ما یأفکون ای یکذبون فیه. میگوید: آن عصا فرو برد هر چه ایشان بدروغ ساخته بودند و بجادویی نموده. میگویند: چهل شتر وار بود آنجا بیوکنده. و عصای موسی آن همه بیکبار فرو برد. «افک» برگردانیدن است در لغت عرب. و دروغ را از بهر آن افک گویند که از راستی برگردانیده باشند، یعنی که ایشان گفتند: این چوبها و رسنها ماران اند، و دروغ میگفتند، که مار نبودند. پس موسی عصا برگرفت و بحال خود باز شد، چوب گشت.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز