بربریت

لغت نامه دهخدا

بربریت. [ ب َ ب َ ری ی َ ] ( مص جعلی ) توحش. وحشیگری. بربریة. فاقد تمدن بودن. غیر متمدن بودن. رجوع به بربر شود.
بربریة. [ ب َ ب َ ری ی َ ] ( مص جعلی ) مأخوذ از تازی. منسوب به بربر. ( ناظم الاطباء ). توحش. وحشیگری. رجوع به بربریت شود.

فرهنگ معین

(بَ بَ یَّ ) [ ع. ] (مص جع. ) توحش، وحشیگری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) توحش وحشیگریتوضیح این کلمه را در مقابل اروپاییان ساختهاند و فصیح نیست.

دانشنامه آزاد فارسی

بَربَریَّت (barbarism)
در مکتب انسان شناسی تطورگرایی قرن ۱۹، یکی از مراحل رشد و تطور جامعۀ انسانی، مابین مراحل توحش و تمدن. مشخصۀ این دوره ظهور کشاورزی و استفاده از سفال است.

ویکی واژه

توحش، وحشی گری.بی فرهنگی

جمله سازی با بربریت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود این مهد اذیت را و رسم بربریت را به قرن بیستم هرگز نه بینی جز در ایرانش

💡 بسیاری، احقاق شخصی حق را یادگار دوران بربریت بشر می‌دانند و آن را در وضع طبیعی جایز نمی‌شمارند، اما باید گفت که در جامعه مدنی، به ویژه در فضای اینترنت نیاز به این نهاد کمتر از وضع طبیعی بشر نیست.

💡 دولت نروژ حکم دادگاه اسیدپاشی را محکوم کرد و اجرای چنین حکمی را به اعمال دوران بربریت تشبیه کرد و آن را غیرانسانی خواند. دولت بلژیک نیز از دولت ایران خواسته بود تا این مجازات غیرانسانی را متوقف سازد. و همچنین دولت انگلستان نیز خواستار توقف مجازات غیرانسانی کور کردن با اسید شد.

💡 گر این بود مساوات دوباره زنده باد بربریت (دوباره زنده باد بربریت)