فرهنگ معین
( ~. کَ دَ )(مص ل. ) ۱ - مطابقت داشتن. ۲ - مقابله کردن.
( ~. کَ دَ )(مص ل. ) ۱ - مطابقت داشتن. ۲ - مقابله کردن.
( مصدر ) ۱- برابربودن تقابل. ۲- هموزنی داشتن همسنگی داشتن. ۳- همدوشی داشتن همردیف بودن. ۴- مطابقه داشتن. ۵- مقاومت کردن.
مطابقت داشتن.
مقابله کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان نیاردبا او برابری کردن که ره نبرد با اسب تیزتک خرلنگ
💡 در مسابقات قهرمانی جهان، بیندا سه بار در سالهای ۱۹۲۷، ۱۹۳۰ و ۱۹۳۲ قهرمان مسابقهٔ جاده شد و رکورد تازهای را ثبت کرد. در سالهای بعد، سه رکابزن با این رکورد برابری کردند؛ ولی تاکنون کسی آن را نشکستهاست. همچنین یک بار در سال ۱۹۲۹ مقام سوم این مسابقات را به دست آورد. بیندا در دوران فعالیت حرفهای خود برندهٔ بیش از ۱۲۰ مسابقه شد که از جملهٔ آنها ۴ قهرمانی در مسابقات قهرمانی ایتالیا بود.
💡 عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن به این دهن به لب او برابری کردن