فرهنگ معین
(بَ. دَ. نِ شَ تِ )(ص. ) محتاج، نیازمند.
(بَ. دَ. نِ شَ تِ )(ص. ) محتاج، نیازمند.
محتاج، نیازمند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون بدید آن شاه ما بر در نشسته بندگان وان در از شکلی که نومیدی دهد مشتاق را
💡 راز درون آینه بر در نشسته است باید چو حلقه کرد ز بیرونش انتخاب
💡 بر در نشسته دید مرا پرده بر فگند بر ره فتاده یافت مرا خوار برگرفت
💡 ولی فصیحی بر در نشسته منتظرست که کی دهندش در حضرت تو رخصت بار
💡 تا رفته ام ز بزم تو بر در نشسته ام بیتاب شوق بر در صلح اینچنین زند
💡 بر در نشسته بودم،در انتظار رویش فیض جمال جانان از بام و در درآمد