بختو

لغت نامه دهخدا

بختو. [ ب َ / ب ُ ] ( اِ ) هر چیز غرنده عموماً. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || غرش ابر. ( فرهنگ نظام ). رعد. تندر. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) ( ناظم الاطباء ):
عاجز شود ز اشک و غریو من
ابر بهارگاهی با بختو.رودکی.چون به بانگ آید از هوا بختو
می خور و بانگ رود و چنگ شنو.رودکی.|| بد پدر. ناپدری. ( فرهنگ شعوری از صحاح الفرس ).شوی مادر. پدراندر. ( ناظم الاطباء ). || پدرزن. ( ناظم الاطباء ). || برق. ( آنندراج از تفسیر ابوالفتوح رازی و السامی فی الاسامی ) ( انجمن آرای ناصری ). برق که روشنی صادر از ابر است. ( فرهنگ نظام ). || درنده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(بُ تُ ) ( اِ. ) ۱ - رعد، تندر. ۲ - هر چیز غرنده.

فرهنگ عمید

۱. رعد، تندر.
۲. = بخنو

فرهنگ فارسی

هر چیز غرنده عموما یا غرش ابر.

ویکی واژه

رعد، تندر.
هر چیز غرنده.

جمله سازی با بختو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاجز شود از اشک و غریو من هر ابر بهارگاه بابختو

💡 برق تفنگ و توپ به کار آورد تاب درخش و غرش بختو را

💡 شط بغداد بحسرت گذرد و از خاکش بختور اشک، که سر بر قدمش داشت مدام

💡 عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من ابر بهارگاهی و بختور در مطیر

💡 گر بختوری مراد خود خواهی یافت ور بخت بدی سزای خود خواهی دید

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز