بجاده
مترادفها
از راه، از جاده
لغت نامه دهخدا
( بجادة ) بجادة. [ ب ِ دَ ] ( اِخ ) آبی منسوب به ابوبکربن کلاب. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
آبی منسوب ببه ابوبکر بن کب.
جمله سازی با بجاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اى گربه! چرا از راه عناد و لجاجت بیرون نیامده بجادهى موافقت و مصاحبت با من رفاقت و رفتار نکرده و نمیکنى، با وجود اینکه بسیار از عالم کشف و کرامات بیان کرده و میکنم، معهذا تاثیر نمیکند!
💡 دلم هنوز تقاضای جستجو دارد قدم بجادهٔ باریک تر ز مو زده ام
💡 من و کوی میفروشان تو و خانقاه زاهد بکه خضر رهنمون گشت که ما بجاده بودیم
💡 اگر باشد کف خاکی بجاده بود چون دست ممسک ناگشاده
💡 و نیز طالبان محق و مریدان صادق را دلیلی باشد بجاده صواب و مشوقی بود بمرجع و مآب. اکنون شروع کنیم بتأیید ربانی و توفیق یزدانی در شرح تجلی و فرق میان تجلی روحانی و تجلی ربانی.