بالاتفاق

لغت نامه دهخدا

بالاتفاق. [ بِل ْ اِت ْ ت ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + اتفاق ) همه باهم. بطوراتفاق. متفقاً. ( ناظم الاطباء ). همگروه. دسته جمع.

فرهنگ معین

(بِ لْ اِ تِّ ) [ ع. ] ( ق. ) همگی، جمعاً.

فرهنگ فارسی

بطور اتفاق
همگی جمعا (( بالا تفاق لایحه را تصویب کردند. ) )

ویکی واژه

همگی، جمعاً.

جمله سازی با بالاتفاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن رشد در بحث مربوط به حدوث یا قدم عالم، قائل به حدوث عالم می‌باشد؛ و در توجیه ادعای خود به دسته‌بندی موجودات می‌پردازد و می‌گوید وجود موجودی که افزون بر سبب فاعلی، ماده و مدت دارد و از این روی پیش از آن زمانی بوده است (مانند اجسام محسوس) مورد قبول فیلسوف و متکلم است. این نوع موجودات که معمولاً مُدرَک به حس اند بالاتفاق حادث نامیده می‌شوند. نیز وجود موجودی که نه سبب فاعلی دارد و نه ماده و مدت، یعنی خداوندعالم، بالاتفاق مورد تأیید است و در تسمیه آن به قدیم نیز اختلافی نیست؛ اما دربارهٔ وجود موجودی که سبب فاعلی دارد (عن شیءٍ است) اما سبب مادی ندارد (من شیءٍ نیست) و از این روی زمانی هم بر آن مقدّم نیست -مانند کل عالم - چه باید گفت؟

💡 بهاءالله در کتاب عهدی، وصیت‌نامهٔ خود، که به خط خود او نوشته شده بود به‌طور مشخص فرزند ارشدش عبدالبهاء را جانشین برای تببین آثار و ادارهٔ امور جامعهٔ بهائی تعیین کرد. او میرزا محمد علی دومین پسر در قید حیاتش را از نظر رتبه پس از عبدالبهاء به عنوان نفر دوم معرفی کرد. این وصیت‌نامه اندک زمانی پس از درگذشت بهاءالله در جمع بزرگی خوانده شد. جانشینی عبدالبهاء دور از انتظار و تعجب‌برانگیز نبود و اکثریت قریب بالاتفاق بهائیان مطابق کتاب عهدی، عبدالبهاء را به عنوان جانشین بهاءالله و مبیّن و مفسّر رسمی آثار او پذیرفتند.

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز