بارحه
لغت نامه دهخدا
( بارحة ) بارحة. [ رِ ح َ ] ( ع، تأنیت بارح، اِ ) دوش. ( مهذب الاسماء ). شب گذشته. ( آنندراج ). دیروز. ( دِمزن ). لیلة بارحه؛ دوش. شب گذشته. و تقول العرب بعد الزوال فعلنا البارحة کذا و قبل الزوال فعلنا اللیلة کذا. ( منتهی الارب ). قسمت آخر روز. ( دِمزن ). بارحة الاولی؛ پرندوش. ( مهذب الاسماء ). پریشب. دیشب. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(رِ حِ ) [ ع. بارحة ] ( اِ. ) دوش، شب گذشته.
ویکی واژه
بارحة
دوش، شب گذشته.
جمله سازی با بارحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فکلهم اروغ من ثعلب ما اشبه اللیله بالبارحه