بادزده

لغت نامه دهخدا

بادزده. [ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آفت زده. آسیب رسیده. تباه شده در اثر وزیدن باد گرم در تنه و بته خود چون خیار و کدو: خیار و بادنجان بادزده و امثال آن. رجوع به بادزدگی و باد زدن شود.

فرهنگ فارسی

آفت زده آسیب رسیده

جمله سازی با بادزده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می‌خورد و خورنده را می‌کند احتساب و حدّ می‌زندش که که بر دلش بادزده کناره‌ای

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز