باحال
مترادفها
جذاب، جالب، دلچسب
متضادها
کسلکننده، بیروح
فرهنگ معین
[ فا - ع. ] (ص مر. ) شوخ و سرزنده، دل چسب، شاداب.
ویکی واژه
(گفتگو): خوشایند، دلپذیر، جالب توجه.
دارای شخصیت محبوب، دوست داشتنی و معمولا شوخطبع، سرزنده، دلچسب، شاداب، و با نشاط.
با معرفت، با مرام.
جمله سازی با باحال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی معلم مدرسه اش امینم خواننده رپ آمریکایی را به او معرفی کرد، او به شعر علاقه مند شد و اشعاری را که احساس میکرد اصطلاحا "باحال" است را چاپ میکرد و آنها را با دوستانش به اشتراک میگذاشت.
💡 همه روزه باحال افسرده گان چمیدی سوی تربت مرده گان
💡 آن فیلم سینمایی که دیروز با دوستانم در سینما تماشا کردیم واقعاً بسیار باحال و هیجانانگیز بود و داستان بسیار جذابی داشت.
💡 او همیشه سعی میکند با پوشیدن لباسهای رنگی و استفاده از اکسسوریهای خاص، ظاهری بسیار باحال و متفاوت در جمع داشته باشد.
💡 شنیدن این خبرهای جدید درباره پیشرفتهای علمی در حوزه فضا واقعاً باحال است و ذهن ما را به سمت آیندهای دور میبرد.