با آب و رنگ

مترادف‌ها

پرزرق و برق، رنگارنگ، پرجنب و جوش

متضادها

بی‌رنگ و بو، بی‌روح، کدر

فرهنگ معین

( با آب و رنگ ) ( ~ُ رَ ) (ص مر. ) ۱ - گلگون. ۲ - زیبا و قشنگ.

فرهنگ فارسی

( با آب و رنگ ) ( صفت ) ۱ - گلگون. ۲ - زیبا قشنگ.

ویکی واژه

گلگون.
زیبا و قشنگ.

جمله سازی با با آب و رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی منظر‌ی بود با آب و رنگ مقرنس برآورده از خاره سنگ

💡 زانبوه گل های با آب و رنگ همه پهندشت فراخ است تنگ

💡 طبیب بهی روی با آب و رنگ ز حکم خدا نوشدارو به چنگ

💡 دل بدسگالان شود تار و تنگ بماند رخ دوست با آب و رنگ

💡 چه خرّم بهاری ست با آب و رنگ گل داغ عشقش به دلهای تنگ

💡 ز مرد نگینهای با آب و رنگ در و لعل و فیروزه بی وزن و سنگ

💡 او سعی کرد با استفاده از آن نقاشی‌های بسیار با آب و رنگ و پر زرق و برق، توجه تمامی مهمانان حاضر در سالن بزرگ مراسم را به سمت خود جلب کند.

💡 برخی از سیاستمداران با وعده‌های با آب و رنگ و فریبنده سعی در تغییر افکار عمومی دارند، اما مردم با گذشت زمان حقیقت پشت این وعده‌ها را می‌فهمند.

💡 دکوراسیون جدید این رستوران بسیار با آب و رنگ و شاد است که باعث می‌شود مشتریان در محیطی پرانرژی و جذاب از غذاهای مختلف لذت ببرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران