با آب و رنگ
مترادفها
پرزرق و برق، رنگارنگ، پرجنب و جوش
متضادها
بیرنگ و بو، بیروح، کدر
فرهنگ معین
( با آب و رنگ ) ( ~ُ رَ ) (ص مر. ) ۱ - گلگون. ۲ - زیبا و قشنگ.
فرهنگ فارسی
( با آب و رنگ ) ( صفت ) ۱ - گلگون. ۲ - زیبا قشنگ.
ویکی واژه
گلگون.
زیبا و قشنگ.
جمله سازی با با آب و رنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی منظری بود با آب و رنگ مقرنس برآورده از خاره سنگ
💡 زانبوه گل های با آب و رنگ همه پهندشت فراخ است تنگ
💡 طبیب بهی روی با آب و رنگ ز حکم خدا نوشدارو به چنگ
💡 دل بدسگالان شود تار و تنگ بماند رخ دوست با آب و رنگ
💡 چه خرّم بهاری ست با آب و رنگ گل داغ عشقش به دلهای تنگ
💡 ز مرد نگینهای با آب و رنگ در و لعل و فیروزه بی وزن و سنگ