انفراج

لغت نامه دهخدا

انفراج. [ اِ ف ِ ] ( ع مص ) رخنه و شکاف شکاف شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). انفتاح. ( از اقرب الموارد ). || اندوه واشدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ): انفراج غم؛ انکشاف آن. ( از اقرب الموارد ). انفراج کرب، ابلنقعاع کرب؛ وارفتن اندوه. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِمص ) تفرج خاطر. || ( اِ ) چاک و شکاف و ترک. || فاصله. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(اِ فِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) بی اندوه شدن. ۲ - (اِمص. ) وا شدن اندوه، گشایش (خاطر ).

فرهنگ عمید

رخنه و شکاف شکاف شدن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) بی اندوه شدن. ۲ - ( اسم ) وا شدن اندوه گشایش (خاطر ).

ویکی واژه

وا شدن اندوه، گشایش (خاطر)
بی اندوه شدن.

جمله سازی با انفراج

💡 فی البیان انفراج فی مطار للضمیر یا ضمیری طرسرارا لا تطر صوب البیان

💡 زود نهد تاج شاه بر سر این انفراج گر سخنی را اساس بر روی کاشان نهاد

💡 از بهر حفظ سرّ تو ای سرّ کردگار صدری چو صحن عالم باید بانفراج

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز