لغت نامه دهخدا
( انصافاً ) انصافاً. [ اِ فَن ْ ] ( ع ق ) بطور عدالت و حقانیت. ( ناظم الاطباء ). از روی عدل و انصاف.
( انصافاً ) انصافاً. [ اِ فَن ْ ] ( ع ق ) بطور عدالت و حقانیت. ( ناظم الاطباء ). از روی عدل و انصاف.
( انصافاً ) (اِ فَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) از روی انصاف.
از روی داد از روی انصاف
از روی انصاف.
💡 میرزا از هر جهت تمام بود: هم علمش، هم اخلاقش، هم عملش. او مرد نخبه ای بود. انصافاً علاوه بر شخصیت علمی، قدرت این را داشت که حوزه مشهد را متحول کرد.
💡 هاشمی رفسنجانی رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام هم معتقد بود مشکلات دولت روحانی از مشکلات کشور پس از جنگ هم بیشتر است: «مشکلاتی که از دولت قبل برای ایشان باقیمانده، انصافاً از مشکلاتی که ما در جنگ تحویل گرفتیم، بدتر است. ما در جنگ خسارات و رکود و اوضاع بد سیاست خارجی را تحویل گرفتیم و الان مشکلات و علاوه بر همه اینها، فساد هم هست که خیلی دامنگیر شده»