اندوختنی
مترادفها
پسانداز، ذخیره، ادخار
متضادها
خرج کردنی، اتلاف کردنی
لغت نامه دهخدا
اندوختنی. [ اَ ت َ ] ( ص لیاقت ) آنچه لایق اندوختن است.
فرهنگ فارسی
آن چه لایق اندوختن است
جمله سازی با اندوختنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفت اندوختنی میخواهد برقمانیست مگرخرمنما
💡 در مدرسه علم و عمل آموختنی نیست جز درس نفاق و دغل اندوختنی نیست
💡 خاکی است که روشن شده از تاب مه و مهر ای تیره دلان سیم و زر اندوختنی نیست
💡 یک دانهٔ اشک است روان بر رخ زرین سیم و زر ما شکر که اندوختنی نیست