انتاج. [ اِ ] ( ع مص ) زاییدن و بچه آوردن: اُنْتِجَت الناقه ( مجهولاً )؛ زایید آن ماده شتر و بچه آورد. ( از منتهی الارب ) ( ازناظم الاطباء ). بچه آوردن و زاییدن ناقه. ( آنندراج ). || بر سر خود رفتن ناقه و معلوم نشدن که کجا زاییده. || انتج القوم؛ زه آوردند شتران ایشان. || وقت زه رسیدن اسب و ناقه را یعنی حملش آشکار شدن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نزدیک گشتن اسب بزادن. ( مصادر زوزنی ). فرارسیدن هنگام زایش چارپایان. ( فرهنگ فارسی معین ). || نتیجه دادن. نتیجه بخشیدن. منتج شدن. ( یادداشت مؤلف ). || نتیجه گرفتن از چیزی. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اصطلاح منطق ) نتیجه گرفتن از مقدمات منطقی. ( فرهنگ فارسی معین ): از قضایا اجنبی انتاج صورت نبندد پس دو حد باقی را از دو مقدمه که به معنی یکی بود و در نتیجه ساقط باشد حد اوسط خوانند... و حد اوسط علت تألیف قیاس بود و رساننده دو باقی بیکدیگر که انتاج عبارت از آنست. ( اساس الاقتباس ص 191 ).
( اِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - نتیجه دادن، نتیجه گرفتن. ۲ - زمان زایمان چهارپایان.
۱. به نتیجه آوردن و نتیجه گرفتن از چیزی.
۲. [قدیمی] فرارسیدن هنگام زاییدن دام ها.
۳. [قدیمی] زایش شتر، گاو، گوسفند، و نتیجه دادن آن ها.
فرارسیدن هنگام اییدن دامها، زایش شتروگاووگوسفندونتیجه دادن آنها، به نتیجه آوردن ونتیجه گرفتن ازچیزی
( مصدر ) ۱ - فرا رسیدن هنگام زایش و گل ۲ - نتیجه گرفتن از چیزی. ۳ - نتیجه گرفتن از مقدمات منطقی جمع: انتاجات.
اِنتاج
(در لغت به معنای نتیجه دادن) در اصطلاح منطق، در برابر عُقم قرار دارد و مراد از آن نتیجه دادن مقدمات قیاس درپی حذف حد وسط و پیوستن حد اصغر به حد اکبر است. قیاسی که در آن شرایط انتاج، بر وفق میزان های منطقی رعایت شود، «مُنْتِج»، و قیاسی که در اثر رعایت نکردن شرایط انتاج، نتیجۀ صحیح به بار نیاورد، «عقیم» نامیده می شود. شرایط انتاج دو گونه است: عمومی و اختصاصی. رعایت شرایط عام به یکسان در اشکال چهارگانۀ قیاس ضروری است. شرایط خاص، شرایط ویژۀ هر یک از اشکال قیاس است که رعایت آن ها مختص به همان شکل است.
[ویکی فقه] انتاج یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای اثر قیاس واجد شرایط معتبر است.
یکی از واژه های مرتبط با قیاس منتج، «انتاج» است با این توضیح که ضمّ و تالیف دو مقدمه را «اقتران» می نامند، اقتراناتی که بالذات مستلزم نتیجه و به همین اعتبار، قیاس نامیده شده اند «منتج» و فعل یا اثر آنها را «انتاج» خوانند و اقتراناتی را که مستلزم نتیجه نیستند «عقیم» و حالت موجود در آنها را که باعث عدم تولید و انتاج است، «عقم» خوانند. «استنتاج» نیز که معنایی نزدیک به انتاج دارد عبارت است از: استخراج نتیجه از مقدمات.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: (۱) مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد.(۲) خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی.(۳) صلیبا، جمیل، فرهنگ فلسفی.
۱. ↑ مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد، ص۲۸۲.۲. ↑ صلیبا، جمیل، فرهنگ فلسفی، ص۱۳۳.
...
نتیجه دادن، نتیجه گرفتن.
زمان زایمان چهارپایان.
💡 عشق انتاج ار نباشد در قیاسات نظر منطقی را بحث نبود از قضایا و عکوس
💡 نتیجهای که ز انتاج قدر او زادند نتایج کرم و علم و عدل و جود و سخا
💡 انتاج محال است ز شکلی که عقیم است تدبیر چه سازد به قضایای الهی
💡 ۳- شرط انتاج شکل اول و سوم فعلیت صغری نیست؛ زیرا با صغرای ممکنه نیز قیاس منتج است.
💡 غایت امکان اصل و علت ایجاد نسل موجب انتاج خلق و ماده ی نشر بشر