اغتمام
مترادفها
اندوه، غم، حزن، افسردگی
متضادها
شادی، شادمانی، سرور، خوشحالی
لغت نامه دهخدا
اغتمام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اندوهگین شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). اندوه بردن. ( المصادر زوزنی ). || دراز گشتن گیاه و افزون گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بلند گردیدن گیاه و انبوه شدن آن. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) غمگین شدن.
ویکی واژه
غمگین شدن.
جمله سازی با اغتمام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولیک فی سعود و ابتهاج و خصمک فی عناء و اغتمامی