اعتیاض

لغت نامه دهخدا

اعتیاض. [ اِ ] ( ع مص ) به عوض خواستن آمدن. || عوض گرفتن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). عوض بستدن. ( المصادر زوزنی ). چیزی را بجای چیزی گرفتن. ( از اقرب الموارد ). || عوض دادن. در این لفظ یاء بدل از واو است. ( از لطائف غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
- اعتیاض فرستادن؛ عوض دادن. بدل دادن. پاداش دادن:
زین سبب نبود ولی را اعتراض
هرچه بستاند فرستد اعتیاض.مولوی.

فرهنگ معین

( ا ِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - به عوض خواستن. ۲ - بدل دادن.

ویکی واژه

به عوض خواستن.
بدل دادن.

جمله سازی با اعتیاض

💡 زین سبب نبود ولی را اعتراض هرچه بستاند فرستد اعتیاض

💡 ورائی أکباد جائعة و خلفی بنات ضائعة فرحم الله إمرأ بسط کفّ النّوال و زیّن صفّ الرّجال و حلّ عنّی عقد هذا العقال حتّی أُحیلَه بالمکافات علی ملی غنی و الدله، فی المجازات علی غصن طری، فلا تقطعو عن اعتیاض الاحسان أَمَلًا، فإنّ الله لا یضیع اجر من أحسن عملا»

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز