اشتهاء

مترادف‌ها

میل، هوس، ولع، اشتیاق

متضادها

بی‌اشتهایی

لغت نامه دهخدا

اشتهاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اشتها. خواستن چیزی را و آرزوی آن کردن ودوست داشتن آنرا. ( منتهی الارب ). دوست داشتن چیزی و میل کردن به آن و آرزو کردن آنرا. ( از اقرب الموارد ). آرزو کردن و فارسیان بمعنی آرزوی طعام استعمال کنند. ( غیاث ). || خواهش غذا. ( فرهنگ نظام ).
- بااشتها؛ متمایل به غذا.
- بی اشتها؛ آنکه به غذا میل ندارد.
- پراشتها؛ کسی که بسیار متمایل به غذا است.
- کم اشتها؛ آنکه اندک به غذا مایل است.
- امثال:
اشتهای مردان زیر دندان.
یک گل زغال بردار اشتهایت را بترسان. یکی نان نداشت بخورد پیاز میخورد اشتهایش وا شود. ( از فرهنگ نظام ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - آرزو کردن. ۲ - میل به غذا داشتن.، ~ی کسی را کور کردن میل به خوردن را در کسی از میان بردن.

ویکی واژه

آرزو کردن.
میل به غذا داشتن.؛ ~ی کسی را کور کردن میل به خوردن را در کسی از میان بردن.

جمله سازی با اشتهاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفت: الحمد للَّه. رب العزة گفت: رحمک ربک. روح ذکر حمد و رحمت حق شنید ساکن‌ گشت. گفت: او که حمد خدا و رحمت را شاید، جای من نیز شاید. چون بناف رسید اشتهاء طعامش پدید آمد. میوه بهشت دید. آرزوش خاست. خواست که برخیزد نتوانست.

💡 افزایش اشتهاء به غذا در دوران بیماری می‌تواند نشانه برخی از اختلالات گوارشی باشد که نیاز به بررسی دقیق توسط پزشک متخصص دارد.

💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران از اشتهاء به زیبایی و کمال برای توصیف حالات روحی و عشق‌های معنوی در قالب استعاره‌های زیبا استفاده می‌کنند.

💡 تغییرات هورمونی در دوران بلوغ معمولاً باعث افزایش اشتهاء به مواد غذایی مختلف و تغییر در الگوی کلی مصرف مواد مغذی در نوجوانان می‌شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران