لغت نامه دهخدا
اسوء. [ اَ وَءْ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از سوء. بدتر. بتر: در اسوء احوال، باسوءاحوال؛ در بدترین حالات. اسوءُالقول الافراط. || زشت تر. || ( ص ) زشت. ( منتهی الارب ).
اسوء. [ اَ وَءْ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از سوء. بدتر. بتر: در اسوء احوال، باسوءاحوال؛ در بدترین حالات. اسوءُالقول الافراط. || زشت تر. || ( ص ) زشت. ( منتهی الارب ).
(اَ وَ ) [ ع. ] (ص تف. ) بدتر، بتر. ~،~احوال: در بدترین حالات.
بدتر، ب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایام نواک لاتسل کیف مضت، والله مضب باسوء الاحوال
💡 تفسیردرست نمودن ازکاردیگرانرا حسن ظن وعکس انراسوءظن نامند. سوءظن موجب میشوداعتمادازبین برودارامش برهم بخوردودوستان پراکنده شوند.
💡 و قال رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم یوما و هی عنده «یبعثون یوم القیمة عراة حفاتا عزلاء» فقالت «و اسوء تاه للنّساء من الرّجال فقال رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم «یا عائشة انّ عن ذلک لشغلا»