اسداس

لغت نامه دهخدا

اسداس. [ اِ ] ( ع مص ) صاحب شتران سِدس شدن. || دندان افکندن شتر بهشت سالگی. ( منتهی الارب ). || شش شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). شش تن شدن قوم. ( منتهی الارب ).
اسداس. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ سُدس. || ج ِ سِت. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اَ ) [ ع. ] جِ سَدَس.،~ در اخماس زدن الف - شش در پنج زدن. ب - قمار کردن. ج - حیله کردن.

فرهنگ فارسی

جمع سدس
صاحب شتران

دانشنامه عمومی

اسداس ( مارب ) ( به عربی: أسداس ) یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان مأرب واقع شده است.

ویکی واژه

جمله سازی با اسداس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای خردمند هوش دار که خلق بس به اسداس در زدند اخماس

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز