لغت نامه دهخدا
ارمیاس.[ ] ( اِخ ) الخادم. لما توفی فلاطن سار [ ارسطو ] الی ارمیاس الخادم الوالی کان علی اترنوس ثم لما مات هذا الخادم رجع الی اثینس. ( عیون الانباء ج 1 ص 54 ).
ارمیاس.[ ] ( اِخ ) الخادم. لما توفی فلاطن سار [ ارسطو ] الی ارمیاس الخادم الوالی کان علی اترنوس ثم لما مات هذا الخادم رجع الی اثینس. ( عیون الانباء ج 1 ص 54 ).
الف. ارمیاس زبان شناس اهل اروپا، آلمان. A. Jeremias, Handbuch der altorientalischen Geisteskultur, Berlin- Leipzig, 1929 کتاب راهنمای فرهنگ شرق باستان، برلین، لایپزیگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هماکنون سلطنت در اتیوپی منسوخ شدهاست ولیکن سلطنت طلبان اتیوپی هنوز شورای سلطنتی را اداره مینمایند. در تاریخ ۱۶ مارس سال ۲۰۰۵، پرنس ارمیاس سهل سلاسی مجدداً توسط شاه زرا یاکوب امها سلاسی به عنوان رئیس شورای سلطنتی اتیوپی منصوب گردید. زرا یاکوب امها سلاسی به عنوان امپراتور در تبعید اتیوپی محسوب میگردد.