اذن دادن

فرهنگ معین

(اِ. دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) رخصت دادن، جایز شمردن، مرخص کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دستوری دادن رخصت دادن جایز شمردن مرخصی کردن.

ویکی واژه

دَ)
رخصت دادن، جایز شمردن، مرخص کردن.

جمله سازی با اذن دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مروی است که «مردی از یمن به خدمت برگزیده ذوالمنن آمد، که در خدمت آن حضرت جهاد کند حضرت فرمود که برگرد و اذن از پدر و مادر خود طلب کن، که اگر اذن دادن جهاد کن و الا با ایشان نیکوئی کن تا توانی، به درستی که این بهتر است، از همه چیزهائی که خدا به آن امر فرموده است، بعد از توحید» و دیگری به جهت جهاد به خدمت آن سرور عباد آمد، حضرت فرمود: «آیا مادر داری؟ عرض کرد: بلی فرمود: برو ملازم او باش، به درستی که بهشت در زیر قدم اوست» و ظاهر از اخبار و آثار، و مستفاد از تجربیات، آن است که همچنان که تحصیل رضای والدین، اعظم وسایل نجات آخرت است، همچنین وسیله ای از برای طول عمر، و جمعیت احوال، و انتظام امر معاش در دنیا نیز بهتر از احسان به ایشان نیست.