ادرارنامه

لغت نامه دهخدا

ادرارنامه. [ اِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه ای که خلفا و شاهان در تعیین راتبه کسی دادندی: و تشریف فرمود از اسب و ساخت و جبه و دستار و سلاح و غلام و کنیزک بفرمود تا بِرَی از املاک مأمون هر سال دوهزار دینار زر و دویست خروار غله بنام وی برانند و این تشریف و ادرارنامه بدست معروفی به مرو فرستاد. ( چهارمقاله ).

فرهنگ معین

( ~. مِ ) [ ع - فا. ] (اِ. ) حکم اعطای حقوق و مستمری.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نامه ای که خلیفگان و شاهان برای تعیین راتبه به کسی میدادند ابغ و فرمان اعطای وظیفه و مستمری.

ویکی واژه

حکم اعطای حقوق و مستم

جمله سازی با ادرارنامه

💡 هفتم روز غلام محمد زکریا در رسید بر آن استر نشسته و اسب را جنیبت کرده و نامه عرض کرد. امیر نامه بر خواند و عجب داشت و او را معذور خواند و تشریف فرمود از اسب و ساخت و جبه و دستار و سلاح و غلام و کنیزک، و بفرمود تا به ری از املاک مأمون هر سال دو هزار دینار زر و دویست خروار غله به نام وی برانند و این تشریف و ادرارنامه به دست معروفی به مرو فرستاد و امیر صحت کلی یافت و محمد زکریا با مقصود به خانه رسید.