فرهنگ معین
( ~. ) (اِ. ص. ) منجم، فال گوی.
( ~. ) (اِ. ص. ) منجم، فال گوی.
( اسم صفت ) اخترگو
{astrosphere, astral sphere} [زیست شناسی] بخش مرکزی ریزاختر به استثنای رشته های پیرامون آن
منجم، فال گوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسپ کش گفتی سقط گردد کجاست کور اخترگوی و محرومی ز راست
💡 ۱ـ در ۱۱۳۸ میلادی رسالهای در اخترگویی از سهل بن بشر یهودی را به لاتینی ترجمه نمود.
💡 آنچه ما امروز به عنوان طالع بینی (اخترگویی) یا علم ستاره خوانی میشناسیم و برحسب آن عمل میکنیم ریشه تاریخی اش به راهبان بابلی در دوران باستان باز می گردد.