احتکاری
متضادها
رقابت، توزیع
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به احتکار کایی که در آن احتکار شده باشد. احتکار.
جمله سازی با احتکاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در لیست شرکتها، شرکتی بود که حدود ۲۶ میلیون یورو برای واردات گوشی اپل ارز تخصیصی داشت. اما آن شرکت گوشیهایی وارد کرده بود که بخشی را در بازار گرانفروشی کرده بود و بخشی را احتکار. برای گرانفروشی جریمه و گوشیهای احتکاری هنوز توقیفند و منتظر دستور قضایی رفع توقیف و عرضه به بازار.
💡 «در لیست شرکتها، شرکتی بود که حدود ۲۶ میلیون یورو برای واردات گوشی اپل ارز تخصیصی داشت. اما آن شرکت گوشیهایی وارد کرده بود که بخشی را در بازار گرانفروشی کرده بود و بخشی را احتکار. برای گرانفروشی جریمه و گوشیهای احتکاری هنوز توقیفند و منتظر دستور قضایی رفع توقیف و عرضه به بازار.»