آغیل
مترادفها
عقاب، شاهین
لغت نامه دهخدا
( آغیل ) آغیل. ( اِ ) ستورگاه. ستورخانه. آخور. اصطبل. ( زمخشری ). جای برای گوسفندان و گاوان به شب. و امروز آغِل به کسر غین گویند، و نیز آغُل بضم غین و آغول.
آغیل. ( اِ ) این کلمه با چشم مرکب شود و صورت مرکبه، بخشم دیدن معنی دهد:
نرمک او را یکی سلام زدم
کرد زی من نظر بچشم آغیل.حکاک.چشم آغول و چشم آلوس مرادف آن است و امروز چشم غُله رفتن، بغضب و با چشمهای دریده در کسی دیدن است بقصد تهدید و ترسانیدن او.
اغیل. [ اَ ] ( اِ ) آغول گوسپندان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اَغِل شود.
فرهنگ معین
( آغیل ) ( اِ. ) = آغول: نگریستن از گوشة چشم از روی خشم.
( اَ ) (اِ. ) نک آغل.
فرهنگ عمید
( آغیل ) = چشم آغیل
فرهنگ فارسی
( آغیل ) ( اسم ) نگریستن بگوش. چشم از روی غضب چشم آغیل چشم غله.
آخور ستورگاه
دانشنامه عمومی
اغیل ( به فرانسوی: Ighil ) یک شهرک در مراکش است که در استان حوز واقع شده است. اغیل ۵٬۶۱۹ نفر جمعیت دارد.
اغیل (ترکیه). اغیل ( به ترکی استانبولی: Eğil ) یک منطقهٔ مسکونی در ترکیه است که در استان دیاربکر واقع شده است.
ویکی واژه
آغول: نگریستن از گوشة چشم از روی خشم.
جمله سازی با آغیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بایاتیها یا دوبیتیهای شفاهی آذربایجان از غنای بالایی برخوردارند. ادبیات و موسیقی عاشیقها با قدمتی دیرینه جایگاه و تقدس خاصی بین ترکزبانها و آذربایجانیان دارد. آتالار سؤزو یا امثال زبان ترکی که عموماً پندهایی عاقلانه و انسانی است. آغیلار (مرثیهها) و لایلالار نیز قسمتی از ادبیات شفاهی ترکی آذربایجانی را تشکیل میدهند. داستانهای فولکلوری چون کوراوغلو، اصلی و کرم، آرزی و قمبر، عباس و کولگز، عاشیقغریب، قاچاقنبی،... از غنای ادبیات شفاهی مردم آذربایجان آذربایجان سخن میگویند.