فرهنگ فارسی
( آستان بوس ) ( اسم ) آنکه آستان پادشاه یا بزرگی را بوسد عتبه بوس. ۲ - آستان بوسی: آستان بوس تو در خواب تمنا کردند ( خسرو دهلوی ).
( آستان بوس ) ( اسم ) آنکه آستان پادشاه یا بزرگی را بوسد عتبه بوس. ۲ - آستان بوسی: آستان بوس تو در خواب تمنا کردند ( خسرو دهلوی ).
(قدیم): ویژگی آنکه آستان شخص بزرگی را به نشانه احترام و تواضع میبوسد. آستان بوسی. بر درگاه تو فلک آستانبوس است. «راوندی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر کویی به غارت داد یاد کفر و ایمانم که دل را در سجود آرد خیال آستانبوسش
💡 پس به قصد آستانبوسی روان شد زی نجف کرد ایثار اندر آن درگه هدایا و تحف
💡 فرخی بهر دو نان در پیش دونان هیچوقت چاپلوس و آستانبوس و تَمَلُّقگو مباش
💡 دگر روز آستانبوسان دویدند به درگاه ملک صف برکشیدند